
تعدادی از دوستان با ارسال ایمیل عنوان نموده اند با توجه به اینکه سپاه قصد دارد روز 22 بهمن نیروهای بسیج را از سراسر کشور به تهران بیاورد و ظاهراً حدفاصل میدان امام حسین تا میدان آزادی را هم بین آنها تقسیم کرده اند، آیا بهتر نیست که جنبش سبز نیز از هواداران خود بخواهد که از همه شهرهای ایران به تهران بیایند؟
در پاسخ باید گفت که حضور سبزها در شهرهای خودشان قطعاً یک نقطه امتیاز بزرگ برای حوادث احتمالی روز 22 بهمن خواهد بود.
قبل از اینکه به این طرح مشعشع سرداران سپاه پرداخته شود، باید در نظر داشت که چنین اقدامی در حقیقت یک طراحی نظامی با اهداف امنیتی است. ولی آیا سپاه واقعاً از قابلیتهای لازم برای چنین اقدامی برخوردار است؟ در دوران جنگ، فرماندهان و طراحان واقعی جنگ، فرماندهان دسته و گروهان و گردان بودند و نه فرماندهان تیپ ها و لشگرها، اما آنهایی که همیشه دیده می شدند و مصاحبه می کردند و مدالها را می گرفتند، سرداران بودند. در همه نیروهای نامنظم نیز به همین گونه است که فرماندهی عملیاتی و میدانی بر عهده رده های پائین تر است ولی درارتش های منظم این رویه بالعکس است. نقش اساسی فرماندهان تیپ ها و لشگرهای سپاه، در حد یک تدارکاتچی بود که ملزومات مورد نیاز یک عملیات را برای گردانها فراهم می کردند و در شبهای عملیات نیز در درون قرارگاههایی که کیلومترها با خط مقدم فاصله داشت مستقر می شدند. معدودی از فرماندهان تیپ و لشگر نیز بودند که ماندن در قرارگاه را تحمل نمی کردند و همراه با نیروها به خط می زدند، شهید همت و شهید باکری از آن جمله بودند.
حتی از همان «سرداران قرارگاهی» هم تعداد زیادی در سپاه باقی نمانده اند و امروزهدایت سپاه بدست «سرداران ستادی» افتاده که حتی همان قرارگاهها را هم ندیده اند. از ذهن همین «سرداران متوهم» است که چنین نقشه های احمقانه ای تراوش می کند.
برای همه روشن است که در 22 بهمن سبزها خواهند آمد، بمراتب گسترده تر و انبوه تر از راهپیمائی های قبلی و همچنین مصمم تر و با روحیه ای بسیار بالاتر از همیشه. چنانچه راه را برای آنها باز بگذارند، خیابان آزادی و میدان آزادی را به تسخیر خود درآورده و اجازه خودنمائی به کودتاچیان نخواهند داد. چنانچه بخواهند مانع آنها شوند نیز درگیری سختی رخ خواهد داد که ابعاد و عواقب آن برای هیچ کس قابل پیش بینی نیست. در چنین شرایطی این میهمانان ناخوانده بسیج شهرستانها بجز اینکه وبال گردن شوند چه سودی برای سپاه خواهند داشت؟
بدون شک نیروی عظیمی از کودتاچیان باید صرف سازماندهی و اسکان و تغذیه و توجیه و جابجایی بسیج شهرستانها شود که انرژی قابل توجهی را هدر خواهد داد بدون اینکه نتیجه ملموسی داشته باشد. نیروی انتظامی با آنهمه دوربین مداربسته و بی سیم و عوامل در صحنه، روز عاشورا یگانهایش را گم کرده بود و قدرت عمل را بکلی از دست داده بود، آنموقع اینهمه نیروهای متفرق بسیجی از شهرستانهای مختلف را با کدام شبکه بیسیم و تحت چه نوع ارتباطاتی می خواهند هدایت کنند؟
نیروهای شهرستانی در تهران، غریب و ناآشنا هستند و همین عامل سبب می شود که بشدت در هراس از گم شدن و جدا افتادن از گروهشان باشند. حتی اگر به هر کدامشان هم یک بیسیم و قطب نما بدهند باز هم فایده ای نخواهد داشت.
مهمترین خطائی که بی تجربگی نظامی «سرداران مدعی» را عیان می کند، غفلت آنها از بدیهی ترین اصول اولیه نظامی است. اولین اصل مهم نظامی این است که هرگز نباید به دشمن «پهلو» داد، در حالیکه سرداران محترم در این طرح خود «پهلویی» بطول 10 کیلومتر از حد فاصل میدان امام حسین تا میدان آزادی به طرف مقابل می دهند، پهلویی که بشدت آسیب پذیر و شکننده است. مردم در روز 22 بهمن از ورودیهای بیشمار شمال و جنوب خیابان انقلاب و خیابان آزادی قصد ورود به این مسیر را خواهند کرد و لابد سپاه هم می خواهد با بستن این ورودیها مانع از عبور مردم شود، اما قادر به چنین کاری نخواهد بود. مردم با اندکی فشار، ورودیها را باز کرده و وارد خیابان انقلاب و خیابان آزادی شده و نیروهای سرکوبگر را قیچی خواهند کرد.
اگر هدف مردم این باشد که از میدان انقلاب و تنها از مسیر خیابان آزادی بسمت میدان آزادی حرکت کنند در واقع باید تراکم نیروی سپاه در عرض 30 متر و طول چندین کیلومتر را در هم بکوبند که مسلماً امکان ناپذیر است، ولی نوع حرکت مردم به اینگونه خواهد بود که در مسیرهای ورودی به خیابان انقلاب و خیابان آزادی به نیروهای ممانعت کننده فشار بیاورند که عرض آنها 10 تا 20 متر و عمقشان فقط 30 متر (باندازه عرض خیابان آزادی) است. مردم با دست خالی هم هر نیروی ضدشورش مجهز و زبده ای را می توانند 30 متر عقب ببرند و وارد این مسیر بشوند.
اگر حکومت در روز 22 بهمن فرمان را بدست سپاه بدهد و راهکار نظامی را برگزیند، قطعاً مقابله مردم هم در همین مسیر بوده و درگیری نظامی بین نیروهای فاقد انگیزه سپاه و مردم به هیجان آمده، حتی ممکن است به سقوط پایتخت بینجامد. سقوط تهران ممکن است در یک مرحله و در یک روز اتفاق نیفتد، ولی حتی اگر یک محله هم سقوط کند، مردم از همانجا خود را به بقیه نقاط گسترش خواهند داد.
کم هزینه ترین گزینه حکومت، بشرط داشتن عقل، این است که سپاه و بسیج را در همان پادگانهایشان نگاه دارد و چند ساعت راهپیمائی مردم را تحمل نماید. با اتمام راهپیمائی هم خودبخود همه متفرق شده و به خانه هایشان خواهند رفت. البته روشن است که اگر حکومت عقل داشت، کارش به اینجا نمی رسید.
ما نباید سبزها را از شهرهای دیگر به تهران فرا بخوانیم، زیرا آنها نیز با براه انداختن تظاهرات اعتراضی در روز 22 بهمن نشان خواهند داد که مخالفت با استبداد و دیکتاتوری، سراسری و در همه کشور است. وظیفه مهمتر سبزها این است که در صورت وقوع درگیری در تهران، با بسیج همه مردم، مانع از حرکت واحدهای کمکی سپاه و نیروی انتظامی بسمت تهران بشوند.
سرداران گرامی هم توجه داشته باشند که قبل از روز عاشورا نیز، همه قلمها و زبانهای جنبش سبز، یکپارچه مردم را به آرامش و پرهیز از خشونت دعوت می کردند، تظاهرات روز عاشورا نیز مسالمت آمیز آغاز گردید و حتی در برابر حمله گارد و پرتاب گاز اشک آور، مردم عقب نشینی نموده و متفرق شدند، ولی شلیک اولین گلوله ها و بخون غلطیدن شهداء، صحنه را بکلی تغییر داد و خشم مردم چنان فوران کرد که نیروی گارد را تارومار کردند. اینک نیز بار دیگر همه و همه تأکید فراوان بر حفظ آرامش و پرهیز از هر گونه درگیری دارند، ولی انتخاب بر عهده «سرداران خوش خیال» است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.