سهرابستان: در دفاع از طرح اسب تروا
ماشین سرکوب هر روز تجهیزات و روشهای جدیدتری را برای از بین بردن جنبش اعتراضی آزادیخواهان ایرانی بکار می برد و ما نیز برای تداوم مبارزاتمان چاره ای جز یافتن روشهای مقابله و بکار بستن آنها و خنثی کردن ترفندهای حاکمیت استبدادی نداریم. متقابلاً ابتکارات جنبش سبز نیز باید همواره با پویایی خود، سرکوبگران را در موضع انفعالی قرار دهد.
حکومت بودجه و نفرات و امکانات زیادی را برای جنگ روانی بر علیه جنبش سبز اختصاص داده و از آن بعنوان ابزاری برای ضربه زدن به جنبش مردمی استفاده می کند. طرح اسب تروا از زمانی که مطرح شد کودتاچیان را در وحشت تکرار قضایای رومانی و سقوط چائوشسکو فرو برد و در نهایت آنها را وادار نمود از پر کردن میدان آزادی صرفنظر نموده و جمعیت مصنوعی خود را در خیابان آزادی بحرکت درآورده و ورود به میدان آزادی و بویژه محوطه سخنرانی را محدود و گزینشی نمایند. در این روش آنها مجبور شدند از افراد مطمئن و کنترل شده برای جمعیت روبروی تریبون اجرای مراسم استفاده کنند که نتیجه آن نیز تصاویر ماهواره ای گوگل و تلخکامی زودرس حکومت و نقش بر آب شدن طرح تبلیغاتی داخلی و بین المللی آنها شد. سردرگمی و اختلال در برنامه های پیش بینی شده در فردای 22 بهمن، نتیجه ملموس شکست عملیات فریب رژیم است.
دفاع از طرح اسب تروا در حالی است که سهرابستان در تمام مطالب منتشره در خصوص 22 بهمن (اینجا و اینجا) نه تنها از این طرح نامی نبرده و آنرا مطرح ننموده، بلکه همواره تأکید کامل بر محوریت خیابان آزادی داشته است. بنابر این شائبه اینکه دفاع از این طرح نوعی دفاع از خود باشد منتفی است. اصرار بر اینکه جنبش سبز محور حضور خود را خیابان آزادی انتخاب نماید بر اساس تجربیات پیشین بود که جنبش سبز تا قبل از آن 3 بار توانسته بود در این خیابان در برابر سرکوبگران موفقیت داشته باشد. خیابان آزادی بدلیل جغرافیای خود و داشتن ورودیهای متعدد و راههای دررو و تجمع مجدد فراوان، برای روز 22 بهمن که مشخص بود حکومت با تمام توان و قدرت خواهد آمد، گزینه ای تجربه شده بود.
اما در یک قضاوت منصفانه باید گفت که کارکرد و نتیجه طرح اسب تروا نیز بسیار موفق بود. حکومت در روز 22 بهمن، بجای حملات همیشگی به سایتهای خبررسانی جنبش سبز، در طرحی از پیش تعیین شده اقدام به هک کردن محتوای این سایتها نمود و با موجی از حملات به طرح اسب تروا و پیشنهاددهندگان آن تلاش نمود با القای شکست جنبش سبز در 22 بهمن، دست به تفرقه اندازی و اختلاف افکنی نماید. هدف از این طرح علاوه بر ایجاد اختلاف، تزریق نوعی ترس و احتیاط در متفکران و ایده دهندگان جنبش سبز بود تا در مناسبتهای بعدی، برای حفظ وجهه خود و در امان ماندن از نیش انتقادات و تخریبها، محتاطانه اظهار نظر نموده وکلی گویی نمایند.
اثر مشخص این عملیات روانی را می توان در مورد مناسبتهای بعدی نظیر چهارشنبه سوری دید. بسیاری از افراد شاخص جنبش ترجیح می دهند از اظهار نظر نمودن در این مورد خودداری نمایند تا مبادا مورد اصابت کاریکاتورهای نه چندان «تمیز» و عجولانه قرار گیرند و یا اینکه مواضعی بسیار عجیب و غریب می گیرند، موضع گیریهایی که بیشتر در راستای تمایلات حکومت است تا پیشبرد اهداف جنبش سبز.
چهارشنبه سوری یکی از جشنهای ملی ایرانیان است که حکومت 31 سال است آنرا بشدت تمام سرکوب نموده است. انگیزه اصلی آنها از این سرکوب نیز دور نگاه داشتن جوانان از دانش ساخت ترقه و مواد انفجاری است تا مبادا روزی بر علیه خودشان بکار گرفته شود. جنبش سبز چه بخواهد و چه نخواهد این جشن با همه سروصدا و ترقه بازیها اجرا خواهد شد و حکومت هم هرگاه اراده کند و بنفعش باشد بمب و انفجار و ترور راه خواهد انداخت و بهره برداری مورد نیازش را انجام خواهد داد. مگر انفجار بمب و ترور استاد شهید علیمحمدی بدلیل رفتار و برنامه های جنبش سبز بود؟ ترور شهید سید علی موسوی چطور؟
جنبش سبز و مردم ایران که نمی خواهند در چهارشنبه سوری عملیات تروریستی و انفجار و ترور انجام بدهند، آنها هم می خواهند یکبار در سال، همانند همه دیگر کشورهای دنیا، ترقه بازی و شادی و پایکوبی دسته جمعی کنند. حتی در کشورهای اروپائی نیز در ایام سال نو، انواع ترقه و فشفشه و موشک و اقلام دیگر را آزادانه در فروشگاهها می فروشند و از یکهفته مانده به سال نو صدای انفجار و شادی جوانان در شهر قطع نمی شود. اولین بار در سفری که سالها پیش در همین ایام به اروپا داشتم، بی خبر از همه جا، از صدای وحشتناک انفجارها وحشت کرده و فکر کردم که درگیری یا عملیات تروریستی اتفاق افتاده است و تنها پس از توضیحات مسئولین هتل محل اقامتم متوجه شدم که موضوع چیست و در شبهای بعد، انفجارها برایم عادی شد. شدت انفجارها و کثرت آنها قابل مقایسه با آنچه در کشورمان اتفاق می افتد نبود.
بجای انفعال و تبلیغ بر علیه چهارشنبه سوری می توان ایده های سبزی برای آن داد تا مردم یکپارچه آنها را اجرا نموده و از این جشن ملی برای اعلام حضور و اعتراض خود به استبداد بهره برند. با تبلیغات صحیح و توضیحات لازم می توان به دنیا اعلام نمود که ما هم همانند شما بمناست سال نو در کشورمان، در یک سنت دیرینه، می خواهیم جشن و شادمانی کرده و ترقه و فشفشه بزنیم، موضوعی که برای همه آنها آشنا و قابل درک است. چنانچه رژیم بخواهد این جشن ملی و شادمانی مردمی را سرکوب کند، که قطعاً خواهد کرد، فقط یک برگ دیگر بر جنایات خود افزوده است.
جشن چهارشنبه سوری سبز قطعاً باید بدون خشونت و تلفات و ایجاد مزاحمت برای دیگران و صدمه زدن به اموال عمومی مردم باشد، ولی «ترقه» را نمی توانیم از جشن حذف کنیم. در عوض این جشن علاوه بر یکدلی و شادمانی جمعی جوانان سبز، می تواند تمرینی برای ایجاد محلات سبز باشد. برای چند ساعت جوانان ما می توانند با در کنترل گرفتن محله خود و تلاش برای برگزاری جشن سبز، محله را برای ساعاتی از آن خود نموده و جشن چهارشنبه سوری را برگزار و با روشهای سبز، مانع از ورود نیروهای سرکوبگر به محله اشان شوند.
اگر قرار باشد جوانان نسل جنبش سبز لای زرورق بار آمده و فقط به روشهای نرم و لطیف عادت کنند، در فردای پیروزی و از بین رفتن استبداد، ممکن است باز هم جمعی قلدر و قلچماق پیدا شده و با لگدپراکنی و مشت و گاز، همه را مرعوب کرده و قدرت را در دست خود بگیرند. شعار ما باید پرهیز از خشونت و عدم تحمل خشونت باشد. خشونت قطعاً بدترین روش برای رسیدن به هدف است و بدتر از آن نیز تحمل خشونت و توسری خور بار آمدن است.
چهارشنبه سوری جشن کهن ایرانی است که باید از آن دفاع نمود و همچنین از دیگر مناستهای ایام نوروز نظیر مراسم آخرین پنجشنبه سال برای تجلیل از شهیدان جنبش، سفره سال تحویل سبز، دید و بازدید نوروزی سبز، عیدی سبز، مسافرتهای نوروزی سبز و همچنین سیزده بدر سبز.
حکومت بودجه و نفرات و امکانات زیادی را برای جنگ روانی بر علیه جنبش سبز اختصاص داده و از آن بعنوان ابزاری برای ضربه زدن به جنبش مردمی استفاده می کند. طرح اسب تروا از زمانی که مطرح شد کودتاچیان را در وحشت تکرار قضایای رومانی و سقوط چائوشسکو فرو برد و در نهایت آنها را وادار نمود از پر کردن میدان آزادی صرفنظر نموده و جمعیت مصنوعی خود را در خیابان آزادی بحرکت درآورده و ورود به میدان آزادی و بویژه محوطه سخنرانی را محدود و گزینشی نمایند. در این روش آنها مجبور شدند از افراد مطمئن و کنترل شده برای جمعیت روبروی تریبون اجرای مراسم استفاده کنند که نتیجه آن نیز تصاویر ماهواره ای گوگل و تلخکامی زودرس حکومت و نقش بر آب شدن طرح تبلیغاتی داخلی و بین المللی آنها شد. سردرگمی و اختلال در برنامه های پیش بینی شده در فردای 22 بهمن، نتیجه ملموس شکست عملیات فریب رژیم است.
دفاع از طرح اسب تروا در حالی است که سهرابستان در تمام مطالب منتشره در خصوص 22 بهمن (اینجا و اینجا) نه تنها از این طرح نامی نبرده و آنرا مطرح ننموده، بلکه همواره تأکید کامل بر محوریت خیابان آزادی داشته است. بنابر این شائبه اینکه دفاع از این طرح نوعی دفاع از خود باشد منتفی است. اصرار بر اینکه جنبش سبز محور حضور خود را خیابان آزادی انتخاب نماید بر اساس تجربیات پیشین بود که جنبش سبز تا قبل از آن 3 بار توانسته بود در این خیابان در برابر سرکوبگران موفقیت داشته باشد. خیابان آزادی بدلیل جغرافیای خود و داشتن ورودیهای متعدد و راههای دررو و تجمع مجدد فراوان، برای روز 22 بهمن که مشخص بود حکومت با تمام توان و قدرت خواهد آمد، گزینه ای تجربه شده بود.
اما در یک قضاوت منصفانه باید گفت که کارکرد و نتیجه طرح اسب تروا نیز بسیار موفق بود. حکومت در روز 22 بهمن، بجای حملات همیشگی به سایتهای خبررسانی جنبش سبز، در طرحی از پیش تعیین شده اقدام به هک کردن محتوای این سایتها نمود و با موجی از حملات به طرح اسب تروا و پیشنهاددهندگان آن تلاش نمود با القای شکست جنبش سبز در 22 بهمن، دست به تفرقه اندازی و اختلاف افکنی نماید. هدف از این طرح علاوه بر ایجاد اختلاف، تزریق نوعی ترس و احتیاط در متفکران و ایده دهندگان جنبش سبز بود تا در مناسبتهای بعدی، برای حفظ وجهه خود و در امان ماندن از نیش انتقادات و تخریبها، محتاطانه اظهار نظر نموده وکلی گویی نمایند.
اثر مشخص این عملیات روانی را می توان در مورد مناسبتهای بعدی نظیر چهارشنبه سوری دید. بسیاری از افراد شاخص جنبش ترجیح می دهند از اظهار نظر نمودن در این مورد خودداری نمایند تا مبادا مورد اصابت کاریکاتورهای نه چندان «تمیز» و عجولانه قرار گیرند و یا اینکه مواضعی بسیار عجیب و غریب می گیرند، موضع گیریهایی که بیشتر در راستای تمایلات حکومت است تا پیشبرد اهداف جنبش سبز.
چهارشنبه سوری یکی از جشنهای ملی ایرانیان است که حکومت 31 سال است آنرا بشدت تمام سرکوب نموده است. انگیزه اصلی آنها از این سرکوب نیز دور نگاه داشتن جوانان از دانش ساخت ترقه و مواد انفجاری است تا مبادا روزی بر علیه خودشان بکار گرفته شود. جنبش سبز چه بخواهد و چه نخواهد این جشن با همه سروصدا و ترقه بازیها اجرا خواهد شد و حکومت هم هرگاه اراده کند و بنفعش باشد بمب و انفجار و ترور راه خواهد انداخت و بهره برداری مورد نیازش را انجام خواهد داد. مگر انفجار بمب و ترور استاد شهید علیمحمدی بدلیل رفتار و برنامه های جنبش سبز بود؟ ترور شهید سید علی موسوی چطور؟
جنبش سبز و مردم ایران که نمی خواهند در چهارشنبه سوری عملیات تروریستی و انفجار و ترور انجام بدهند، آنها هم می خواهند یکبار در سال، همانند همه دیگر کشورهای دنیا، ترقه بازی و شادی و پایکوبی دسته جمعی کنند. حتی در کشورهای اروپائی نیز در ایام سال نو، انواع ترقه و فشفشه و موشک و اقلام دیگر را آزادانه در فروشگاهها می فروشند و از یکهفته مانده به سال نو صدای انفجار و شادی جوانان در شهر قطع نمی شود. اولین بار در سفری که سالها پیش در همین ایام به اروپا داشتم، بی خبر از همه جا، از صدای وحشتناک انفجارها وحشت کرده و فکر کردم که درگیری یا عملیات تروریستی اتفاق افتاده است و تنها پس از توضیحات مسئولین هتل محل اقامتم متوجه شدم که موضوع چیست و در شبهای بعد، انفجارها برایم عادی شد. شدت انفجارها و کثرت آنها قابل مقایسه با آنچه در کشورمان اتفاق می افتد نبود.
بجای انفعال و تبلیغ بر علیه چهارشنبه سوری می توان ایده های سبزی برای آن داد تا مردم یکپارچه آنها را اجرا نموده و از این جشن ملی برای اعلام حضور و اعتراض خود به استبداد بهره برند. با تبلیغات صحیح و توضیحات لازم می توان به دنیا اعلام نمود که ما هم همانند شما بمناست سال نو در کشورمان، در یک سنت دیرینه، می خواهیم جشن و شادمانی کرده و ترقه و فشفشه بزنیم، موضوعی که برای همه آنها آشنا و قابل درک است. چنانچه رژیم بخواهد این جشن ملی و شادمانی مردمی را سرکوب کند، که قطعاً خواهد کرد، فقط یک برگ دیگر بر جنایات خود افزوده است.
جشن چهارشنبه سوری سبز قطعاً باید بدون خشونت و تلفات و ایجاد مزاحمت برای دیگران و صدمه زدن به اموال عمومی مردم باشد، ولی «ترقه» را نمی توانیم از جشن حذف کنیم. در عوض این جشن علاوه بر یکدلی و شادمانی جمعی جوانان سبز، می تواند تمرینی برای ایجاد محلات سبز باشد. برای چند ساعت جوانان ما می توانند با در کنترل گرفتن محله خود و تلاش برای برگزاری جشن سبز، محله را برای ساعاتی از آن خود نموده و جشن چهارشنبه سوری را برگزار و با روشهای سبز، مانع از ورود نیروهای سرکوبگر به محله اشان شوند.
اگر قرار باشد جوانان نسل جنبش سبز لای زرورق بار آمده و فقط به روشهای نرم و لطیف عادت کنند، در فردای پیروزی و از بین رفتن استبداد، ممکن است باز هم جمعی قلدر و قلچماق پیدا شده و با لگدپراکنی و مشت و گاز، همه را مرعوب کرده و قدرت را در دست خود بگیرند. شعار ما باید پرهیز از خشونت و عدم تحمل خشونت باشد. خشونت قطعاً بدترین روش برای رسیدن به هدف است و بدتر از آن نیز تحمل خشونت و توسری خور بار آمدن است.
چهارشنبه سوری جشن کهن ایرانی است که باید از آن دفاع نمود و همچنین از دیگر مناستهای ایام نوروز نظیر مراسم آخرین پنجشنبه سال برای تجلیل از شهیدان جنبش، سفره سال تحویل سبز، دید و بازدید نوروزی سبز، عیدی سبز، مسافرتهای نوروزی سبز و همچنین سیزده بدر سبز.
منبع:

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.