هادی خرسندی در گفتگو با محمد محمدی:
ج: نقطه فرمودید؟ نه. نقطه نبود، خط بود. خطی که از دورها می آمد. از کنار مزار میرزاده عشقی و نعش زمیندارانی که خفهشان کرده بودند و جنازه دولتمردی که چکمه شاه به کمرش خورده بود. خطی که از احمدآباد می گذشت و از کنار کشتههای 28مرداد رد می شد و شلاق استوار ساقی را طی می کرد و به خون کشتهگان تودهای رنگ می شد و چادرهای ابریشمین سران کشورها را در تختجمشید زیارت می کرد و به نور جشن هنر روشن می شد و از دانشیان و خسرو گلسرخی می گذشت و می رفت از حلبیآباد خیز برمی داشت به قلههای برفی کوههای سوئیس و مثل اسکی سر می خورد پائین و می آمد از قزلقلعه و قزلحصار می گذشت و مارپیچ می شد و به موازات اتوبانهائی که قیمت زمینها را بالا می برد می رفت تا شمال تهران و می رسید به هفدهم دیماه 2537 شاهنشاهی و با بدبختی حروف چاپی میشد مینشست توی روزنامه اطلاعات به اسم "احمد رشیدی مطلق"! اینجا بود که موجوداتی کوچکتر از نقطه با مغزهای تکیاختهای در امتداد آن قرار گرفتند و با گندهگوئی ادعا کردند که نقطهاند و نقطه عطفاند. در حالی که از نظر دستوری حرف اضافه بودند.
س 2: دیدگاه حکومت پهلوی نسبت به فرهنگ ایرانی در نگاهی کلی چگونه بود؟
ج: ترویج فرهنگ مذهبی و شاهنشاهی.
س 3: ساختار فرهنگی جامعه ما در آن زمان با توجه به آزادی های اندک و دیدگاهی که حکومت نسبت به فرهنگ اصیل ایرانی یا آنچه اخیرا بخشی از روشنفکرهای ایرانی از آن به عنوان (ناب گرایی ایرانی) یاد می کنند، چگونه بود؟ لطفا مقایسهای با امروز هم داشته باشید.
ج: فرهنگ بی فرهنگی یا سر- در-گمی بود. تظاهر بود. ولخرجی بود. بیهدف بود. در مقایسه با فرهنگ جهتدار و هدفمند خرافی- مذهبی امروز. البته اینجورش هم بخیه بر آبدوغ است.
س 4: آیا اقلیت های ملی و مذهبی در زمان حکومت پهلوی برای اجرای مراسم های ملی و مذهبیشان آزاد بودند؟ لطفا مقایسهای با امروز هم داشته باشید.
ج: اقلیتهای مذهبی آزاد بودند. مسلمانها کاج کریسمس داشتند و ارمنیها سینه می زدند. اقلیتهای ملی یا قومی نهخیر. آذریها حق چخ ساقل نداشتند و کردها باید یکجوری کرد می بودند که ساواک نفهمد! امروز که دهانت را می بویند مبادا لهجه داشته باشی و از اشعه ایکس ردت می کنند مبادا بهائی باشی یا با بهائیها حرف زده باشی. اگر هم بهشان ثابت شود که تا حالا بهائی نکشتهای، می برندت زندان.
س 5: می دانیم که هنر و ادبیات در روزگار کهن امری درباری بود. با توجه به آن، مفاهیمی چون وطن و آزادی و عدالت از چه زمانی وارد ادبیات وفرهنگ اجتماعی ایران شد؟
ج: وقتی شاه با آخوندها سرشان گرم تقسیم نذورات آستان قدس بود، ملت از فرصت سؤاستفاده کرد و گفت حالا که مشروطیت داریم باید این مفاهیم را هم داشته باشیم.
س 6: آیا هنرهای نمایشی در زمان حکومت پهلوی از آزادی عمل برخوردار بودند؟
ج: هنرهای نمایشی وقتی جنبه نمایشی داشت خیلی آزاد بود. بیا ببین چه تعزیهای می خواندند که هویدا هم برای زینب گریه می کرد. وقتی هم فهمید زینب تعزیه مرد بوده بیشتر خوشش آمد!
س 7: آیا چیزی به عنوان هنر انقلاب را می پذیرید؟
ج: هنر هیچ پسوند و پیشوندی را نمیپذیرد. هنر محدود می شود، سرکوب میشود اما وابسته نمیشود. اما اگر چیزی به عنوان هنر انقلاب وجود داشته باشد تنها هنرمندش امام خمینی بود!
س 8: نقش نيروهای خارجی و عوامل بين المللی در جريان انقلاب 57 چه و چگونه بوده است؟
ج: نقش اولشان به گمانم خنثی کردن نقش همدیگر بود. نقش آخرشان کمک به تحقق آنچه ملت می خواست. نقش وسطشان تعیین آنچه ملت باید بخواهد!
س 9: وضعیت سانسور در زمینههای هنری و موسیقی درحکومت پهلوی چگونه بود؟
ج: در موسیقی اگر شاه از نتی خوشش نمی آمد آن را از خطوط حامل آویزان می کردند اما اگر شهبانو از کونبرهنهای خوشش می آمد می گفت کنار خیابانهای شیراز برنامه اجرا کن!
س 10: نقش زنان در انقلاب57 را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: نقششان این بود که مردها را به دنبال خودشان به خیابان بکشند!
س 11: آیا جشن 2500 ساله شاهنشاهی آنگونه که گفته میشود شاه در آن جشن غرور و تکبر شاهانه خود را نه تنها بر مردم ایران بلکه به رخ کشورهای منطقه هم کشید، کارشناسانی آن را به عنوان دلیل حمایت نکردن کشورهای غربی در کنفرانس گوادلوپ از شاه می دانند و همچنین یکی از زمینههای آغاز جنبش اعتراضی مردم، نظر شما در این باره چیست؟
ج: شاه می خواست به همهی پادشاهان گذشته ایران بفهماند چه جوری باید ولخرجی کرد. کشورهای غربی هم تصمیم گرفتند از خواب بودن کورش استفاده کنند و شاه را تنها گیر بیندازند. ملت هم این وسط مواظب بود وقتی نقی می زند و فحشی می دهد و جنبش اعتراضی می کند ساواکیها نشنوند و نبینند.
گفته می شود چون شاه در کودکی مراسم ختنهسوران خوبی نداشته برایش عقده شده بوده و تصمیم گرفته بود یک جشنی با پسوندی که به ختنه بخورد برگزار کند. ملت هم توی دلش گفت حالا بهت نشون میدم که ببینی. گیرم وقتی ملت بالاخره نشانش داد شاه زود مرد و بیچاره ملت مجبور شد بقیهاش را خودش تنهائی ببیند!
س 12: ادبیات انقلاب ایران تا چه اندازه تحت تأثیر ادبیات انقلاب دیگر کشورهای جهان بود؟
ج: تا هیچ اندازه. ادبیات انقلاب ایران افسون شده بود. آلوده به بغض و غیظ خیابان بود نه برآمده از اندیشه فرهیختگان. یکی از انقلابیها اسم کتابش را از شعارهای خیابانی گرفته بود: "تا شاه کفن نشود – این وطن وطن نشود!". ناشر گفت یک اسم کوتاهتر انتخاب کن. طرف دنبال اسم کوتاهتر بود که انقلاب شد و گرفتند اعدامش کردند.
س 13: مذهب چه نقشی در فرهنگ، ادبیات و هنر ما داشته و دارد؟
ج: نقش ترمز دستی!
س 14: وضعیت سینمای ایران قبل از انقلاب به چه صورت بود؟ با توجه به حضور کارگردانانی چون کیارستمی و بیضایی وکیمایی و... که فیلم هایشان در راستای غنای سینمایی فرهنگی بود.
ج: شما اول این سه اسم را از کنار هم بردار که حالت کی به کیه پیدا کرده! به نظر من نقش عمده سینمائی را در انقلاب سینما رکس آبادان به عهده داشت که گفتند شاه آتش زده که بیندازد گردن آخوندها. بعد مذهبیها اعتراف کردند که خودشان آتش زدهاند که بیندازند گردن شاه. در این مورد نمایش ضبط شده پرویز صیاد به نام "محاکمه سینما رکس" دیدنی است. اما فیلم اصلی انقلاب را امامخمینی بازی کرد!
س 15: تأثیر مدرنیته بر فرهنگ و هنر ایران چگونه بود؟
ج: هنوز تاثیری نگذاشته تا ببینیم چگونه بود. شاید هم تآثیر گذاشته من حالیم نیست.
س 16: آیا قبل از انقلاب سینما و تئاتر ما مستقل بود؟ جدا از سانسور، آیا حکومتی ها در شکل گیری سینمای ما دخالت داشتند؟ (مثلا حکومت برای پیشبرد اهداف مدرنیزه در جامعه از سینما هم به عنوان ابزار استفاده کرده باشند)؟
ج: سؤالهای سخت سخت می کنی عزیزجان. سخت و مرکب و چند وجهی. روی هم رفته می توانم بگویم بله یا نهخیر. ولی پاس!
س 17: تاثیر هنرمندان و آثارشان در پیروزی انقلاب به چه صورت بود؟ (مثلا از فیلم گوزن های کیمایی، بعنوان یکی از نقطه عطف های انقلاب یاد می کنند)
ج: من این فیلم را ندیدم. اما چون روی پرده سینما رکس آبادان بود وقتی سینما را آتش زدند خوشحالم که آقای کیمیائی را اعدام نکردند. در حالی که آخوندها صاحب سینما و رئیس شهربانی آبادان و پاسبان محل و آپاراتچی سینما را کشتند.
س 18: انقلاب چه دستاوردی در عرصه فرهنگ و هنر برای جامعه داشت؟
ج: سرود خمینی ای امام و انجزه انجزه و فیلم اخراجیها و مستند عشقبازی امام جمعه تویسرکان با زن مردم.
س 19: در رفراندوم ، صدها هزار ایرانی تحصیل کرده دانشگاهی ،ور هبران سیاسی ، حتی احزاب چپ مارکسیست، و حزب توده ایران ، با آن سابقه طولانی مبارزاتی خود ، در صف اول راًی دهندگان ، به « جمهوری اسلامی» آقای خمینی رای دادند، چرا؟
ج: برای اینکه فکر می کردند دارند به یک چیز دیگر رأی می دهند.
س 20: آیا «قانون اساسی جمهوری اسلامی » رسمأ و عملأ به مفهوم فلسفه سیاسی امروزه ، ملتی را بنام «ملت ایران » با حقوق و مسئولیت شهروندی اش رسمأ میشناسد یا نه؟
ج: والله نه. قانون اساسی جمهوری اسلامی از این شعورها ندارد.
س 21: تسلط خشونتآمیز اسلامگرایان بر حکومت چه پیامدهایی برای هنرهای نمایشی چون تئاتر و سینما داشت؟
ج: فرار کارگردانان و بازیگران. باقیش را از گلشیفته فراهانی و دختر کلهر بپرسید.
س 22: چرا جامعه نسبت به آینده خویش در روزهای انقلاب ناآگاه بود؟
ج: برای اینکه نسبت به گذشته خویش در روزهای پیش از انقلاب بیشتر ناآگاه بود.
س 23: نظر شما درباره این جمله ایلین شولینو چیست: خمینی مظاهر متفاوتی برای انقلابگران متفاوت داشت: برای روشنفکران و لیبرالهای ملی نماد یک دموکرات، برای روحانیان یک رهبر با تقوا، برای بازاریان و تجار یک فرد معتقد به اقتصاد بازار آزاد (و غیر وابسته به دولت)، برای طیف چپ و کارگران نماد عدالت اجتماعی، برای خانوادهها نماد ارزشهای اصیل، و نماد وحدت و استقلال برای کل کشور.
ج: این سخن ایلین شولینو نشان می دهد که او هم مثل ما گهگیجه گرفته بوده.
س 24: انقلاب فرهنگی را چگونه تفسیر می کنید؟
ج: اخراج برادرم از دانشگاه!
س 25: با استقرار حکومت دینی بر ایران عده زیادی کشور را ترک کردند و یا مجبور به ترک آن شدند، تا چند ایرانیان خارج از کشور به فرهنگ و مناسبات خود پایبند ماندهاند؟
ج: خیلی. بعضیهاشان هنوز جمعهها نمی روند سر کار. یک کنسرت فرنگی، یک تآتر غربی؟ امکان ندارد. عوضش ببین کنسرت ابی چه خبر است. من هم زفته بودم.
س 26: نقش هنرمندان خارج در اعتلای فرهنگ اصیل ایرانی و هنرهای نمایشی با حفظ تعریف های خاص خود چگونه بوده است؟(هنرمندان خارج از کشور در بربر اسلامیزه کردن هنر در داخل چه اقداماتی انجام دادهاند)؟
ج: آن عده ای که مجبور بودند برای گذران زندگی تاکسی برانند و کباب بپزند و پیتزا دلیوری کنند که نقشی نداشتند. آن عده ای هم که موس موس می کردند که چه جوری می توانند برگردند هم اقدامات زیادی انجام دادند. می ماند شما که داری اینها را می پرسی و من که دارم جواب می دهم! ضمناً هنرهای نمایشی و سینمائی عزیزجان و حتی کتاب و نشریه، توزیع گسترده می خواهد و دسترس داشتن به جماعتی دو سه میلیونی در کشوری به وسعت اروپا و ایالات متحده و کانادا. اینها پس تنها از وقتی اینترنت و ماهواره آمده قابل اعتنا است و هنوز زمانی چندان نگذشته برای ارزیابی.
س 27: بعد از 31 سال خفقان، سرکوب و سانسور برای اسلامی کردن فرهنگ و آداب و رسوم ملی ما، آیا می توان گفت نتیجه این سرکوبهای 31 ساله مثبت (از نظر حکومتگران) بوده است؟
ج: اگر به حساب حکومتگران در بانکهای سوئیس دسترسی داشتم میزان مثبت بودنش را هم میتوانستم بگویم. اما به جز این باید حکومتگران به عمههایشان مراجعه کنند تا میزان موفقیتشان دستشان بیاید. (تبصره: اگر عمههاشان از دنیا رفتهاند به ارواح عمههاشان مراجعه کنند!)
س 28: وضعیت سینما و تئاتر را در طول 31 سال گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا تئاتر و سینمایی ما مستقل است؟
ج: چقدر سؤال می کنی!
س 29: آینده دمکراسی خواهی مردم ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
جواب 29. فعلا وقت ندارم به این سئوال جواب بدهم. دارم راجع به دمکراسی نخواهی گذشته تحقیق می کنم.
س 30: کارنامه حقوق بشر را در طول سه دهه حیات رژیم اسلامی چگونه بوده است؟
ج: اوائل که مسئولان رژیم قبل را تیرباران می کردند. بعد زندانیهای سیاسی را اعدام کردند. بعد نویسندگان و دگراندیشان را کشتند. بعد مردم را در خیابان به تیر بستند. بعد... سئوالتان را فراموش کردم راجع به چی بود؟
س 31: تشابه و تفاوت جامعه ما از لحاظ فرهنگی و اجتماعی در روزهای منتهی به انقلاب و این روزها چگونه است؟
ج: تشابه این است که آن موقع آن رژیم را نمی خواستیم حالا این رژیم را. تفاوت این است که آنموقع نمی دانستیم چه را می خواهیم حالا نمی دانیم چه را نباید بخواهیم.
منبع:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.