۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

نقدی بر سرمقاله ی ندای سبز آزادی ونقادان اسب تروا

رسانه شمائید
جنبش راه سبز - نقدی بر سرمقاله ی ندای سبز آزادی ونقادان اسب تروا



هموطن سبز
با سلام،

بی مقدمه و کوتاه عرض میکنم، متن تحلیلی "ما سبزها از این پس تنها رهبری موسوی، کروبی و خاتمی را به رسمیت می‌شناسیم" کمی شتابزده و احساساتی به نظر میرسد. جنبش سبز در این مدت از سمت خود مشغول یک فعالیت مدنی بود اما از سمت حکومت به صورت یک جنگ با آن مقابله شد و درواقع نیز این جنبش در حال مبارزه و جنگ با حکومت است اما تفاوت دوطرف این جنگ این است که جنبش سبز در حداکثرِ خود مقید به اصول مدنی و اخلاقی است و تنها در بعضی موارد ممکن است به ناچار برای دفاع از خود تا مرزهای خشونت پیش برود، اما در مقابل رژیمی وجود دارد که در حداکثرِ خود موظف به خشونت است و به ناچار فقط برای حفظ آبرو و ظاهر به سمت مرزهای مدنیت نزدیک میشود، حکومتی که این مبارزه مدنی مردم را به نبرد حق و باطل از دریچه ی دید انحصار طلبانه ی خود تعبیر کرده است و به آن به صورت یک جنگ تمام عیار نگاه میکند و نیروی نظامی-امنیتی خود را تمام قامت در برابر آنها علم میکند. در چنین شرایطی باید پذیرفت که مردم نیز در یک جنگ تمام عیار وارد شده اند و ناگزیر باید اصول اساسی یک جنگ را بپذیرند. یکی از اصول اساسی جنگ وجود فرماندهان در دو رده تاکتیکی و عملیاتی است که در طول یکیدیگر وظیفه ی طراحی و اجرای عملیات را به عهده دارند فقط یک تفاوت در این جنگ وجود دارد که فرماندهان تاکتیکی این جنگ در محاصره ی رژیم اشغالگر یا همان دشمن(حکومت) هستند و اساسا امکان وارد شدن به حوزهعملیاتی و دادن خط و ربط به مردم برایشان ممکن نیست چرا که اگر کمی به این حوزه نزدیک هم بشوند بلافاصله با احتمال دستگیری مواجه خواهند شد. بنابراین نیاز است فرماندهان عملیاتی نیز در این وادی حضور داشته باشند کهاجرای عملیات را طراحی نمایند. حال بجای کلمه فرمانده از کلمه سازمان دهنده برای فراماندهان تاکتیکی بهتر است استفاده کنیم و نیز از طراح عملیات به جای فرمانده عملیات. به نظر میرسد در جنبش سبز از ابتدا سه چهره شاخص میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی در سه شاخه ی مختلف(به ترتیب سیاسی، اجرایی، تئوریک) مجموعا وظیفه ی سازماندهنده جنبش(اورگانایزر) را به عهده داشتند. این نوع هدایت جنبش از ان جهت دارای اهمیت است که این سه نفر به عنوان گرانیگاه جنبش در قامت یک سازماندهنده(اورگانایزر) باعث شدند که جنبش از رشدی اندام وار(اورگانیک) برخوردار شود یعنی در تمام شاخه ها به تناسب رشد کند آنطور که در بیانیه شانزدهم میرحسین موسوی به ظرافت به این نکته اشاره شده است که نقل به مضمون از یک سو به حکومت میگوید که دستگیری ما نفعی برای شما وضرری برای جنبش ندارد و از سوی دیگر با بیان اینکه مردم در روز عاشورا بدون دعوت ما به خیابان آمدند به همه میگوید که امروز جنبش به بلوغ رسیده و مسیر خود را پیدا میکند و این یعنی اینکه در این مدت این همکاری بین جنبش و چهرهای شاخص آن که در چهارچوب یک رابطه ای دیالکتیکی بوده باعث شد که رشد انداموار یا سازمان یافته یا ارگانیک جنبش به خوبی صورت پذیرد.
اما در این میان این چهره های شاخص بنا به دلایل مختلف نباید وارد حوزه عملیاتی شده و درباره ی جزئیات و تکنیک اجرای مبازه با مردم سخنی بگویند این حوزه وظیفه ی کسانی است که در شرایطی باز تر و آرام تر میتوانند شرایط را بررسی و نحوه ی اجرای عملیات ها را طراحی نمایند. این دسته از افراد بعضی در داخل و بعضی در خارج از ایران هستند و تا کنون نیز روشهای پیشنهادیشان به مردم خوب جواب داده و این درحالی بوده که خودشان نیز اذعانداشتند که مردم در داخل خود بهتر میتوانند این موضوع را اجرا نمایند و روشهای ارائه شده از سوی آنان فقط در حد پیشنهاد است و مردم خود باید بسته به شرایط آنر اجرا نموده و یا تغییر دهند.
اما نکته ی اصلی که این مقدمه را برای آن نوشتم این است که این هشت ماه پیروزیهای مختلفی در جبهه های مختلف نصیب جنبش سبز شد پیروزیهایی که بیشترشان مطلق و بعضیهاشا نزدیک به صد در صد بود و در تمام این پیروزیها هر سه عنصر دخیل بودند یعنی مردم، سازماندهندگان داخلی(سه چهره شاخص) و طراحان عملیات در داخل و خارج. به یاد بیاوریم که روز بیست و سوم و بیست و چهارم تیر فقط مردم بودند که شروع کننده ی اعتراضات بودند وپس از آن میرحسین موسوی با تکیه به همین مردم وارد شد و تقاضای مجوز راهپیمایی برای بیست پنجم خرداد کرد که میتوان گفت موسوی در همان مقطع در قامت یک طراح عملیات ظاهر شد ولی نباید بیشتر از آن در این موقعیت میماند که همینطور هم شد و بلافاصله در جایگاه سازماندهنده قرار گرفت. طراحی عملیات روزهای بعد البته در دست مردم و طراحان عملیات داخل و خارج بود ادامه ی مبارزه و تعیین روز بعد و محل بعدی برای تجمع دیگر از سوی موسوی نبود و نباید هم از سوی ایشان چنیین چیزی تعیین میشد این موضوع به عهده ی طراحان عملیات بود که به خوبی نیز صورت گرفت.تکنیک های تظاهرات سریع، شعار نویسی روی دیوار و روی اسکناس، بادکنک سبز و بسیاری کنشهای دیگر که خیلی هاشان از آنسوی مرز پیشنهاد میشد و به خوبی نیز جواب داد. حالا در این میان روز بیست دوم بهمنطبق سابقه ی پیشین قرار شد پیش از رسیدن به محل اصلی کسی با نماد ظاهر نشود که این پیشنهاد قبل از اینکه به نام "تکنیک اسب تروا" نامگذاری شود از سوی بسیاری به انحاء مختلف درخواست شده بود که پیش از رسیدن به محل شعار ندهید یا نمادی نشان ندهید. اما چون این تکنیک از سوی آقای "ابراهیم نبوی" درچهارچوب یک مقاله و تحت عنوان اسب تروا نامگذاری شد نباید اولا آنرا نام ایشان یا خارج نشینان ثبت کرد و دوما نباید همه ی موضوعات بیست دوم بهمن را بگردن "اسب تروا" انداخت.

همه ی کسانی که در بیست دوم بهمن در مسیر دولتی حضور پیدا کردند میدانند که جو"فوقِ شدیدِ ابَر امنیتی" که در کل طول مسیر وجود داشت بدون "اسب تروا" نتنها امکان ظهور و بروز برای سبزها وجود نداشت بلکه احتمال تحمیلهزینه های بسیار بالایی را نیز برای این جنبش به همراه داشت. باید اذعان داشت که تغییر رفتار جنبش در میان اینهمه نیروی امنیتی کاری کاملا منطقی بود اما یک اشتباه در این میان صورت گرفت، از آنجا که از همان ابتدا مشخصبود که جو به طور غیر قابل باور و پیش بینیی امنیتی است لذا باید بلافاصله سبزها برمیگشتند و وارد میدان آزادی نمیشدند البته مسیرهای جایگزین نیز اعلام شده بود(آنهم از سوی خارج نشینان) که میشد به آنجا نیز رفت و درنهایت نیز همان مسیرهای جایگزین باعث شد که پیروزی مناسبی از آنروز بدست آید و همان درگیری با نیروها که در همان مسیرهای جایگزین معرفی شده از سوی خارج نشینان در نهایت توانست قامت استوار جنبش را به تصویر بکشد. اشتباه دیگری نیز در این میان بود و آنهم عدم پیش بینی چنین جو عجیب امنیتی که در حد نیروهای نازی در زمان اشغال یک کشور میتوانست اتفاق بیافتد یا توسط سِربهای(یا همان صربها) در بوسنی. بهرحال چنین برآشفتگی و دسته بنده درمورد کسانی که به هر نحوی برای این جنبش از گذشته تا هنوز زحمت میکشند بدور از انصاف و جوانمردی است و بدور از مرام جنبش سبز. امثال سازگارا که نزدیک به شصت روز در زندانهای ایران اعتصاب خوراک کرده بود که با یک جستجوی ساده میتوانید تصویر آنروزگارش را ببینید. در جنبش سبز انتقاد نتنها یک حق است بلکه یک وظیفه ی دائمی است برای تک تک افراد چه سبز و چه غیر سبز و البته بدور از احساسات زدگی، شتابزدگی، عوامزدگی، جوگرفتگی، افسردگی، ترس زدگی و خدای نکرده نا امیدی که جنبش سبز را میتوان بر سه اصل مهم استوار دانست: صبر-امید-پایداری
صبور و امیدوار و پایدار باشید تا پیروزی.

با تشکر هموطن سبز
منبع:

http://www.rahesabz.info/story/10244/


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.

نظرسنجی در رابطه با فعالیت این وبلاگ خبری

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter

    درخواست همکاری:

    web counter
    سلام بر بازدید کنندگان عزیز،
    شما هم می توانید سهراب را در افزایش کیفیت و کمیت مطالب با ارسال لینک خبر و یا مطالب خودتان که به نوعی در ارتباط با خبر های روز جنبش سبز است، یاری دهید. مطلب شما در اولین فرصت درج خواهد شد. برای این منظور، مطلب یا لینک مورد نظر را به آدرسsohraabirani@gmail.com ارسال دارید.
    با تشکر از حسن همکاری شما،
    سهراب