این دیالوگ یک فیلم بود . ماموری که در تمامی ماموریتهایش پیروز شده بود ، و هرگز شکست نخورده بود ، و از همین روی خطرناک بود . چرا که تجربه شکست خوردن را نداشت . جنبش سبز در این چند ماه تجربیات زیادی از پیروزیهای پی در پی تبلیغاتی داشت . به نوعی که چشمان جهان را خیره کرد . برای بیست و دوم بهمن برنامه ریزی گسترده شد ، اما متاسفانه به دلیل ارائه طرحهای بد یا بهتر بگویم مشکوک ، باعث شد که در روز بیست و دوم بهمن پیروزی تبلیغاتی به دست نیاوریم . چیزی که مرا امیدوار کرد این بود که اغلب طرفداران جنبش سبز این واقعیت را پذیرفتند حالا بگذریم عده ایی نمیخواستند قبول کنند ، اما مهم این است که ما مثل کودتاچیان نیستیم که همه چیز را وارونه نشان دهیم . پیروزیمان را رسما پیروزی اعلام میکنیم ، اگر هم در زمینه ایی شکست بخوریم ابایی نداریم که آن را اعلام کنیم ، و همین نشان از صداقت طرفداران جبنش سبز در راه و هدفشان است . طرح معروف به اسب تروا شکست خورد ولی جنبش سبز شکست نخورد ، بالاخره ما که ظرف یک روز موافق حکومت و کودتاچیان نشدیم ، صرفا مسیری غلط رفتیم همه هم متوجه شدند که از لحاظ تاکتیکی اشتباه کردیم . اما این شکست تاکتیکی ، تجربه ایی بسیار بزرگ برای طرحهای آتی است . این مبارزه تمام شدنی نیست . با استبداد نمیتوان سازش کرد ، اصلا با ذات ما جور نیست . حالا صد بار هم که شکست بخوریم مهم نیست . اصلا هدف پیروزی نیست ، هدف مخالفت با حکومت غیر انسانی است . در طی تاریخ بابک خرمدین ها مبارزه کردند ، شکست خوردند ، ولی نمیتوانستند مبارزه نکنند . چرا که سازش با جنایتکاران ، نفی انسانیت است . نفی ذات پاک انسانی است . مبارزه متداوم حتی با شکستهای پی در پی بسی بهتر است تا کنار آمدن با سیستمی که پست است . سیستمی که انسانیت را نفی میکند . سیستمی که مشخصا شکنجه و تجاوز را قانونی کرده است . طرحها را اصلاح خواهیم کرد ، واقعیتهای تلخ را خواهیم پذیرفت ، ولی بعید میدانم کسی بتواند دست از مبارزه با دروغ ، با شکنجه ، با ترور ، بر دارد
پی نوشت
کوشش بیهوده به از خفتگی
منبع:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.