سید مجتبی واحدی
آقای شجونی ! آیا به یاد می آورید؟ چه چیزی را؟ اعتراض شمابه نتایج انتخابات مجلس دوم.کجا؟ دفتر آقای رفسنجانی. چه سالی ؟ سال ۶۳.
حتما به یاد آوردید. شما پس از یک دوره نمایندگی مردم کرج در مجلس اول ، رقابت را به روحانی محترمی که هم اکنون دستش از دنیا کوتاه است باخته بودید ودیگر نمی توانستید به صندلی قرمز خود در بهارستان تکیه بزنید. حالا یادتان آمد کدام داستان را میخواهم بگویم؟ بله درست است ! همان روزی که بر سر هاشمی رفسنجانی فریاد می زدید که « به سرنیزه می توان تکیه داد ولی برروی آن نمی توان نشست .» راستی آن روز چه اتفاقی افتاده بود که شما آنقدر عصبانی بودید؟ مگر شورای نگهبان که هم اکنون حکم آن را از قرآن بالاتر میدانید بر باخت شما وپیروزی رقیبتان ، مهر تایید نزده بود؟شما خودتان می دانید که چرا در دور اول به مجلس راه یافتید ودر دور دوم از آن باز ماندید. در انتخابات دور اول مجلس، عده ای از مردم کرج گمان می کردند شما امین اموالی هستید که از سران رژیم گذشته به جا مانده وشما با امانت داری کامل ، در آمدهای حاصله را صرف نیازمندی های مردم آن سامان خواهید کرد.آنهاخیلی زود متوجه اشتباه خود شدند اما چاره ای نداشتند جز آن که تا پایان مجلس اول تحمل کنند ودر اولین فرصت ، شما را از تخت پایین بکشند . این کار در سال ۶۳ انجام شد وشما خوب می دانید که تقلب مؤثر در انتخابات کرج صورت نگرفته بود یا اگر تقلبی هم وجود داشت قاعدتا باید آنرا در میان آرایی که به نام شمااز صندوق ها استخراج شد جستجو می کردند! لابد داستان را به خوبی به یاد آوردید.نگویید به دلیل کهنسالی ، داستان های آن روزها را به یاد نمی آورید زیرا درآن صورت ، صحت قصه بافی های شما در تلویزیون ـ از خاطرات دوران انقلاب ـ هم زیر سؤال می رود. آن روزمی دانستید کسی که نمایندگی کرج در مجلس دوم را به عهده گرفته ، اگر ازشما شایسته تر نباشد چیزی از شما کمتر هم نیست . ضمن آن که افراد مورد وثوق شما ـ اعضای شورای نگهبان ـ بر صحت انتخابات ، مهر تایید زده بودند. در عین حال شما در اتاق رئیس وقت مجلس ـ هاشمی رفسنجانی ـ به خود می پیچیدید که « بر سرنیزه می توان تکیه داد اما....» . ۲۵ سال پس از آن زمان ، مضحک ترین انتخابات دنیا در ایران بر گزار شده وعلیرغم پیش بینی های حکومتی ـ که آثار آن هنگام انداختن رأی به صندوق ، در چهره احمدی نژاد کاملا آشکار بود - ناگهان ۲۴ میلیون رأی به نام رئیس جمهور دستوری ، اعلام شده است. بر خلاف سال ۶۳ ، که فردی با صلاحیت تر
ـ یا حداقل هم تراز خودتان ـ بدون تقلب مؤثر به جای شما به مجلس راه یافته بود این بار فردی بی کفایت ـ به شهادت بسیاری از دوستان شما در جناح اصول گرا ـ با تقلبی گسترده وغیر قابل انکار ، کرسی ریاست جمهوری را اشغال کرده و اعتراض میلیون ها را بر انگیخته است. اصرار رئیس منتصب بر حفظ جایگاه اشغالی خود تا به حال به مرگ مظلومانه چندین نفر از جمله فرزند یکی از هم فکران شما منجرشده است . پس چگونه توقع دارید که همگان به خاطر ارضای حس خود خواهی «حقوق دهندگان به شما » مهر سکوت بر لب بزنند واگر سکوت نکردند در انتظار جویده شدن « خر خره » خود توسط شما یا عقده گشایی های بی سابقه شما علیه خود در تلویزیون باشند ؟ نکند نظر شما نسبت به سال ۶۳ تغییر کرده و اکنون فکر می کنید « برسر نیزه ، هم می توان تکیه کرد وهم بر روی آن می توان نشست » ؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.